الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
113
الغدير ( فارسى )
اوست . بار خدايا دوستان او را دوست دار و دشمنان او را دشمن دار ، و يارى و دستگيرى فرما آنكس را كه او را يارى و دستگيرى نمايد ، و دوستدار او را دوست بدار . سپس به على فرمود : يا على ، آيا به تو نياموزم كلماتى را كه به آنها خدا را بخوانى ؟ هرگاه گناهان تو به عدد ذرّهها باشد ، آمرزيده شود با اينكه تو آمرزيده هستى و از گناه منزّه و مبرّايى . بگو : خداوندا جز تو خدايى نيست ؛ اى پروردگار عرش بزرگ ، تو منزّه و در خور تعظيم هستى . حموينى به اسناد خود « 1 » ، و محب الدين طبرى « 2 » ، و ميبدى در شرح ديوان امير المؤمنين از طريق احمد ، و ذهبى در تلخيص خود « 3 » اين حديث را از زيد بن ارقم روايت كردهاند . اين حديث به طرق ديگر نيز از زيد روايت شده است ، چنان كه ذهبى آن را از غندر ، از شعبه ، از ميمون ابو عبد اللّه ، از زيد روايت كرده « 4 » و ابن صباغ مالكى به نقل آن از ترمذى و زهرى ، از زيد پرداخته و چنين گفته است : ترمذى از زيد بن ارقم روايت نموده كه او گفت : رسول خدا فرمود : هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست . ترمذى تنها همين لفظ و جمله را روايت كرده و بر آن چيزى نيفزوده است ، ولى زهرى روز و زمان و مكان را نيز تصريح نموده گويد : چون رسول خدا حجة الوداع را انجام داد و به قصد مدينه بازگشت ، در غدير خم ، جايى بين مكّه و مدينه بهپا خاست ، و اين امر در روز هجدهم ذيحجّة در گرماى شديد نيمروز انجام يافت . پس خطاب به مردم فرمود : من مسئولم و شما نيز مسئول هستيد . آيا من تبليغ كردم ؟ گفتند : شهادت مىدهيم كه تو تبليغ كردى و پند دادى . رسول خدا فرمود : من هم خود شهادت مىدهم كه تبليغ كردم و پند دادم . سپس فرمود : اى مردم ، آيا نه اين است كه شما به يكتايى خداوند و رسالت من گواهى مىدهيد ؟ گفتند : ما به يكتايى خدا و رسالت تو گواهى مىدهيم . فرمود : من خود نيز مانند شما شهادت مىدهم . سپس خطاب به مردم فرمود : من در ميان شما چيزى را
--> ( 1 ) . فرايد السمطين ؛ باب پنجاه و هشتم . ( 2 ) . ر ك : الرياض النضرة : 2 / 169 . ( 3 ) . ر ك : تلخيص المستدرك : 3 / 533 . ذهبى صحّت حديث غدير را تأييد كرده است . ( 4 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 224 .